
سفر "الكساندر پروخانوف" سردبير هفتهنامه روسی زبان "زافترا" روسيه به ایران، آنهم در ایام عزاداری حضرت سیدالشهدا علیهالسلام ظاهرا این روزنامهنگار روس را تحت تاثیر فضای معنوی حاکم بر ایران قرار داده است، بهطوري كه وی در مقالهای تحت عنوان "ايران بمب دارد" با اشاره به روح معنوی حاکم بر ایران، نگاه متفاوتش به جهان و پیشرفت سریع ایران در تولید علم، انقلاب اسلامی ایران را بزرگترین چالش تمدن غرب معرفی میکند که قوه محرکه آن معنویت جوانان ایرانی و عدالت خواهی نهضت حسینی علیه السلام است.
به گزارش رجانیوز، پروخانوف در مقاله خود علت دشمنی امریکا با ایران را نه به دلیل نگرانی از سلاح هستهای ایران، و یا تسلط ایران بر خاورمیانه و نه حتی تلاش امریکا برای تسلط بر منافع نفتی ایران میداند بلکه او معتقد است که دشمنی امریکا به ایران به اين خاطر است كه ايران با نظام دولتي و اجتماعي خود تمام جهان غرب را كه جهاني فرتوت، بي جان، متجاوز و در حال نابودي است را به چالش كشيده است.
او در تحلیل جامعه شناختی ایران، معتقد است نظام سیاسی ایران به خوبی انرژی معنوی موجود در جامعه ایرانی را مدیریت کرده و از آن در به چالش کشیدن نظام فرتوت غرب که بر مبنای لذت جویی استوار شده به کار گرفته است.
پروخانوف در انتها نیز به دولتمردان روسیه انتقاد میکند که چرا در تقابل تاریخی رویکرد عدالتطلبانه ایران و رویکرد لذتجویانه غرب، جانب نظام رو به زوال غرب را گرفته است.
در ادامه ترجمه متن کامل این مقاله که فارس آن را منتشر کرده است، میخوانید:
«به تازگي از سفر به ايران بازگشتهام: شهرهاي مدرن و جادههاي عالي، سيلي از اتومبيلها و آسمان خراشهاي بلورين كه در چهارراهها و بلوارهاي پرجمعيت واقع شدهاند. منزل كوچك و سادهاي كه آيتالله خميني رهبر كبير ايران در آنجا زندگي ميكرد، كسي كه انقلاب روحاني بي سابقهاي را در جهان انجام داد و ايران را در كانون تمدن جهاني قرار داد. مساجد و مقبرههاي شگفت انگيزي كه مانند صدف برق زده و گنبدهاي طلايي خود را به آسمان نيلگون بلند كردهاند.
شهر مقدس قم كه قدرت روحاني ايران در آنجا متمركز شده است و دانشگاهها و مدارس اسلامي فراواني كه سورهها و آيات قرآن را در آنجا مطالعه و تفسير ميكنند. ملاقاتهايي با كارگزاران، وزراء، روشنفكران و سردبيران روزنامههاي برجسته كشور انجام شد. گفتوگوهايي با فقها نيز به عمل آمد. بازديد از مراكز رايانهاي، جايي كه در سالنها و آزمايشگاههاي با تجهيزات عالي برنامههاي رايانهاي طراحي ميشوند. قرآن به كمك اين نرم افزارها با تعابير و تفاسير مختلف مورد مطالعه قرار ميگيرد. گفتوگوهايي با تكنوكراتها و دانشمندان داشتم كه در مورد نوسازي ايران و برنامه هستهاي آن كشور بود. در مراسم تعزيه مذهبي عاشورا شركت كردم، مراسمي كه هزاران مسلمان شب هنگام به خيابانهاي شهرها ريخته و در عزاداري شهادت امام حسين شركت ميكنند.
من در درون صدها هزار نفر از مردم عزادار ايران كه ناله و گريه ميكردند و همچنين در ميان علمهاي سنگين وزن كه با پر شترمرغ تزيين شده بودند، حركت مي كردم. در كنار من جوانان، كودكان و پيرمردان ريش سفيد حركت ميكردند و زنجير ميزدند تا غم و همدردي خود را نه تنها با امام شهيد، بلكه با همه غمزدگان جهان، رنج ديدگان و تمامي كساني كه حقوق آنها به طور ناعادلانه پايمال شده است، ابراز كنند.
من اينگونه براي خود نتيجه گيري كردم كه آري، ايران معاصر بمب دارد. اين بمب، همان سيماي جامعه و همان نظام اجتماعي و معنوي است كه ايران پس از انقلاب اسلامي با آن وارد صحنه جهاني شد و تمامي نظام جهاني سلطه را به چالش كشيد.
اين نظام و جامعه - تكامل معنوي، بينش معنوي و حس عدالت الهي را در كانون حيات بشري قرار ميدهند و به اين اصل واقعاً يك مفهوم فراگير جهاني ميبخشند. زندگي دنيوي، عرف انساني، معيشت، فعاليت انساني، حرفهها، علوم و كردار دنيوي را از نظر ارزشهاي آسماني مورد تفكر قرار داده و توجيه خود را در مكتب ديني و نيت الهي به دست ميآورند.
انرژي كه انسان به زندگي خود اختصاص ميدهد براي مصرف ديوانه وار و ارضاي هوسهاي بي معني و مزمن، رفع نواقص، هوسها و شهوات نيست، بلكه براي دستيابي به كمال، خلاقيت، جستجوي حقيقت و تطبيق زندگي دنيوي با زندگي بي پايان الهي و آسماني است.
ايران كشور باشگاههاي شبانه و مراكز تفريحي، رستورانهاي مجلل و بارهاي استريپ تيز، شهوتراني و لذتپرستي نيست. در ايران اتكاي بي حد به اين زندگي زودگذر كه بايستي در جريان آن لذتهاي بيشتري را به دست آورد، خريداري و پسانداز كرد را مشاهده نميكنيد. ايران، كشور دانشگاهها و بسياري از مدارس، كشور كتابخانهها و كرسيهاي واعظين، كشور ملت جوان خوشبين و به دور از الكل است، كشوري كه عقل ملت جوان آن با هذيان الكل و مِه مواد مخدر كدر نشده است. هنر و فلسفه ايران، رفتار نيك با يكديگر، با طبيعت و تمامي جهان مادي و معنوي را آموزش داده، احساسات حيواني درون انسان را رام كرده و ماهيت باطني و الهي را در انسان بيدار ميكنند.
عدالت - نكته اصلي فلسفه ديني و كشوري ايران است. همين عدالت است كه در ايران نوع خاصي از دموكراسي را به وجود آورده است، اصل انتخابات از جمله مقررات الزامي و بر طرف نشدني ايران است و شامل مجلس، احزاب، نهاد رياست جمهوري و قدرت مذهبي روحاني ميشود. آيتالله خامنهاي كه رهبر عالي است و قدرت مذهبي و روحاني را در اختيار دارد از آسمان براي مردم نازل نشده، بلكه ثمره انتخاباتي است كه در محيط روحاني برگزار ميشود. حكومت ايران به دور از تصميمات خودسرانه و انفرادي است. حكومت ايران تعداد بيشماري از مصالحهها و هماهنگيها است كه بين چند مركز نفوذ و قدرت به عمل ميآيند. همين هماهنگيها و جستجوي دايم مصالحهها است كه باعث ميشوند تا فرآيند سياسي ايران تا حدي كُند شده، ولي از طرف ديگر، آن را بسيار موزون، منسجم و به دور از فراز و نشيبهاي تند نگهداشته است.
ايران تنها كشور مردان جوان پويا و فعال نيست. ايران كشور جواناني است كه كاملاً احساس آزادي ميكنند. زن ايراني موجودي اخمو، قوز كرده، فاقد حقوق و بسته در پيله سياه خود نيست. زن ايراني عضو زنده و فعال جامعه ايران است و در كنار مردان به سياست، علم و فرهنگ ميپردازد و تحصيلات كيفي را ميگذراند. زن ايراني از طريق نهادهاي سياسي و فرهنگي، اينترنت و مطبوعات آزاد با جامعه ايران ارتباط دارد و در اين جامعه همراه با مردان نقش مهم و برجستهاي را ايفا ميكند.
من ضمن بازديد از كلاسهاي دانشگاهي، آزمايشگاههاي علمي، مدارس فقهي و خيابانهاي شهرهاي ايران هميشه انرژي جوان و خروشاني كه در همه جا بود را احساس ميكردم. اين انرژي همان پلاسماي گرماي هستهاي است كه نظام مديريت دولتي و اجتماعي كشور آن را درك كرده و به كار گرفته است. اين انرژي قادر به شگفتي آفريدن در پيشرفت علمي و فكري، دلاوري پيروزمند نظامي و بصيرت الهي است.
آيتالله العظمي خميني اين انرژي را زنده كرد. او مردي صالح بود كه پس از تبعيد به تهران آمد و ميليونها نفر از ايرانيان مومن و حقيقتجو كه توپها و مسلسلهاي شاه را شكست داده بودند، به سوي انقلاب هدايت كرد.
تنفر آمريكا از ايران در تمايل آمريكاييها براي تصاحب ثروتهاي بيشمار منابع نفتي ايران نيست، در ترس از مشاهده بمب اتم در دست نظاميان ايران و تمايل سلطه بر اين منطقه بسيار حساس خاورميانه نيست. ترس و تنفر غرب از ايران به اين خاطر است كه ايران با نظام دولتي و اجتماعي خود تمام جهان غرب را كه جهاني فرتوت، بي جان، متجاوز و در حال نابودي است را به چالش كشيده است.
غرب كه اقتدار خود را بر كيش ثروت، پول، بازارهاي اوراق بهادار و مصرف ديوانهوار استوار كرده است، نيروهاي زنده بشريت را تباه كرده و امروز اين جهان با شكست مواجه شده است.
ايران الگوي رفتاري ديگر و سازماندهي ديگري از جامعه كه بر مبناي هماهنگي زمين و آسمان، ماشين و انسان، روح و ماده است را پيشنهاد ميكند. سيمايي كه ايران به جهانيان عرضه ميكند، بسيار جذاب است. شايد دقيقاً در همين جا، در ايران است كه پس از فروپاشي اتحاد كبير شوروي كه نتوانست انديشه عدالت را تحقق بخشد، تلاش دلخواه و مطلوب بشريت براي ساخت جامعه هماهنگ و ايدهآل تحقق يابد.
ايران دشمنان بسياري دارد. آنها كشور را محاصره كرده و تحريمهاي اقتصادي و نظامي را اعمال ميكنند. دانشمندان هستهاي ايران را به قتل رسانده، از ايران چهره اهريمني ساخته و آن را در مقابل انظار افكار عمومي جهان تبديل به هيولاي وحشتناك ميكنند.
جاي بسي تأسف است كه روسيه در اين نبرد خير و شر به دشمنان ايران ملحق شده و از شر جانبداري ميكند. روسيه خود را در جهان فرتوت در حال مرگ و محكوم به نابودي قرار داده و از ثروت مهم تاريخي خود، يعني انديشه عدالت دست كشيده است. روسيه قرن بيستم را در تلاش براي تحقق اين انديشه سپري كرد.
من شب در ميان انبوه مردم تهران حركت ميكردم. صداي طبلها و غريو شيپورها گوشم را پر كرده بودند. پرهاي شترمرغ بر فراز من تكان ميخوردند. در ميان آتشها، چهره آيتالله خميني به من مينگريست. ميليونها نفر كه به خيابانها آمده بودند با همديگر نفس ميكشيدند و همزمان به شانه و قلب خود دست ميكوبيدند. همه اين صداها، ضربات و ريتمها، ضربات دايرهها و تپش ميليونها قلب، ارتعاش خاصي را به وجود ميآوردند و كوههاي پيرامون شهر و ستارههاي آسماني از آن ميلرزيدند، آبهاي درياهاي اطراف ايران موج ميزدند و ملتها و كشورهاي همسايه آن را ميشنيدند. به نظرم آمد كه اين ارتعاش چهره جهان را دگرگون ساخته است. من سعادت دارم كه بخشي از اين جهان دگرگون يافته هستم.
من در ميان انبوه مسلمانان راه ميرفتم و در همان حال با خداي خود راز و نياز ميكردم.»
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : روایت خواندنی, روزنامهنگار روس, دستههاي عزاداري سيدالشهدا, الكساندر پروخانوف, ايران بمب دارد, روح معنوی حاکم, ,